متاورس

اصول مخفی جاودانگی، ویرایش 3

برای یک چیز، ویژگی های کیمیاگری یا جاودانگی اسطوره ای اغلب با نام های بسیاری شناخته می شود. این نام ها در برخی موارد به عنوان دارای ارزش متناوب سیستمی، معنوی، شخصی یا ایدئولوژیک ترجمه شده اند. درخت زندگی که در نزد عبرانیان به عنوان Sephiroth شناخته می شود ممکن است به عنوان Derivellis نیز ترجمه شود، درختی از جابجایی ها با شباهت هایی به شبکه Indra که منعکس کننده بسیاری از جابجایی های باشکوه زندگی است. راز این وسیله به آسانی استثناگرایی است، به همان اندازه که واقعیت ساده تجلی، و هرگونه تداعی لازم برای سودمندی تجربه است.

به طور مشابه، دستگاه کبوتر موجود در نقوش مذهبی مسیحی – از جمله پنجره‌های شیشه‌ای مکرر رنگ‌آمیزی – نیز یک نماد کیمیاگری باستانی است که توسط کیمیاگران برای توصیف عنبر، ماده‌ای که گفته می‌شود خورنده را جاودانه می‌کند، استفاده می‌شود. به خصوص در جمع یک فنجان، که می تواند به طور متناوب نشان دهنده «نعمت» یا «روانشناسی» باشد، همانطور که در لباس جام تاروت توسط یهودیان پیشنهاد شده است، کبوتر (یا برای کیمیاگران، به طور سنتی قو) ممکن است با یک صلیب مشخص شود. که بخشی از نماد اصلی کیمیاگری عنبر است: دستگاهی که قو و صلیب را ترکیب می کند.

جالب است بدانید که صلیب یکی از نمادهای رایجی است که روی درخت مشخص می شود و برای نماد پیوند عاشقان یا برای احمق جلوه دادن دو نفر استفاده می شود. اگر گفته شود که پیوند با یک زن باعث ازدواج و عمر طولانی می شود (که در نماد زنانه که شبیه آنخ است بیان می شود)، در این صورت این حکاکی پیوندی ممکن است نشان دهنده نوعی از خوردن عنبر باشد یا به طور متناوب در مورد عنبر. احمق ها، خطری که گفته می شود با هضم ماده مرتبط است.

ارتباط واضح در آن مورد نیز با درخت Sephiroth و در نتیجه Fortune و Tower است. این نمادها مربوط به داوری سرنوشت زندگی و از این رو سرنوشت جاودانگی است. کنده کاری درخت که در پیتر پن به طور رایج ظاهر می شود، همچنین نشانه ای از به هم پیوستن متضادهایی مانند حقیقت و افسانه، سادگی و پیچیدگی، جهان کلان و جهان کوچک، و خاص و کلی است. شکل پیوند در کیمیاگری به صورت داپلگانگر یا تغییر دهنده شکل، مرد دو سر و پادشاه و ملکه یا جادوگر و جادوگر ظاهر می شود. سپس این پیوند به نمادی از پاکسازی کیمیاگری افکار یا عناصر به طلای فلسفی تبدیل می شود که می تواند به بودیسم مرتبط شود. در مراقبه بودایی، فرآیند دور انداختن افکار غیر ضروری به روشنگری و خرد می انجامد که نیروانا نامیده می شود.

این نکته جالبی است که آیا سفر بودایی تمام آن چیزی است که در جستجوی جاودانگی است. واضح است که اگر اینطور نیست، برخی فریب خورده اند. حتی اگر بودایی ها اعتراف نکنند که به دنبال جاودانگی هستند، حداقل در سنت ماهایانا واضح است که بوداها جاودانه هستند، تعداد بیشماری از آنها وجود دارد و مسیر به آنجا منتهی می شود. من بودیسم را به عنوان یک موضع استعاری کنار می گذارم، که یک ریشه واقعی یا تجسم چیزی است که ممکن است به عنوان جاودانه تعیین شود. شاید بودایی ها با دنیا کنار بیایند یا شاید با جاودانگی کنار بیایند. به نظر می رسد که از دیدگاه معمولی که این امر نامشخص است، برای بوداییان، در این دیدگاه اولیه، ممکن است یا روشن فکر باشند یا بدون روشنگری. در هر صورت، آنها ممکن است بودایی باشند.

اما اگر دین برای خدایان باشد چه؟ این توضیح می دهد که چگونه تثلیث مسیحی معتقد است که فقط یک خدا در سه وجود دارد، گویی که می گویند تنها خدایی که خدا نیست دیدگاه خداست، و به این ترتیب، خدا علاوه بر وجود، دین خودش است. -در واقع-در-وجود-به نحوی. شاید نقطه اوج برخی نقاط برتر دینی این باشد که خدا هنوز محقق نشده است. این مطابق با کنوانسیون های فعلی در مورد پیگیری جاودانگی است. به عنوان مثال که هنوز یک داروی سازمانی نشده است. اگر همانطور که فیزیکدانان اکنون ادعا می کنند، مزایای زیادی در جهان وجود دارد که خود جاودانه هستند، اما تنها از یک زاویه قابل درک هستند، پس این توضیح می دهد که چگونه خدا می تواند به جای واقعی به نظر برسد. علاوه بر این، اگر برخی از این دیدگاه‌ها با مصرف داروی جاودانگی که به زودی ایجاد می‌شود محقق شود، مردم به این باور می‌رسند که این دیدگاه‌ها همیشه وجود داشته است. آنها معتقد بودند که این دیدگاه ها که توسط ذهن خودشان ایجاد شده است، شایسته دین است.

همچنین این امکان وجود دارد که ناقص بودن انسان تا حد زیادی به توضیح چشم انداز زندگی جاودانه کمک کند. حتی با نادیده گرفتن یک بحث نسبی که در آن نوعی جاودانگی «ممکن است نهایتاً مهم نباشد»، می‌توان پیش‌بینی کرد که دیدگاه‌های انسانی ارتباط زیادی با واقعیت درک شده زندگی جاودانه دارد. آنها واقعیت هستند، جدای از برخی عوامل «بدیهی» که، در مجموع، ممکن است همیشه حتی در مورد واقعی یک موجود جاودانه ظاهر نشوند.

استثناهایی برای دیدگاه متغیر گرا وجود دارد که جاودانگی یک مورد احتمالی است که به مثال ها و زمینه های مقایسه بستگی دارد. به عنوان مثال، ممکن است کسی فکر کند که تلاش احمقانه است، یا اینکه احمق ها مسئول شکست در دستیابی به برخی از نوشداروی روانشناختی سطح بالا هستند. یا ممکن است کسی بر این باور باشد که خدا موجودی یکپارچه و کاملاً کامل است که فقط می‌توان به شکلی از تکینگی دست یافت. من استدلال می کنم که این مورد آخر چیزی شبیه فروختن روح جاودانگی است. در چهارچوب مثال‌های قبلی من از چهار مقوله که به سازگاری ختم می‌شوند، موردی برای دیدگاه تطبیقی ​​از جاودانگی وجود دارد. در واقع، جاودانگی اگر بخواهد وجود داشته باشد، باید نه بر اساس یک «مشروط» نیمه مشروط واقعیت (رویایی که در آن کابوس ها به اندازه شرایط عملکردی واقعی هستند)، بلکه باید در مناطق بسیار شهری، دولتی و دولتی باشد. محیط های ایفای نقش که به عنوان هنجارهای افراد کارآمد معرفی شده است.

با بازگشت به زمینه اول سیستم ها، معنویت، شخصیت و ایدئولوگ ها، و زمینه دوم درخت، جام، پرنده، صلیب، جایگشت های متعددی وجود دارد که برای مطالعه جاودانگی مفید به نظر می رسد.

برای یک چیز، درخت به نظر یک سیستم حکومتی است. از طریق رسمی‌سازی فناوری و حمایت از وجود معین و احتمالی، دولت ممکن است نماد دائمی مفیدی برای زندگی جاودانه باشد، که در عدالت مناسب کمک به مردم برای دستیابی به آن هدف است.

ثانیاً، شیمی و شخصیت با نهادینه شدن مواد مخدر و روان‌شناختی آزمون شخصیت و شخصیت به ازدواجی شبه دائمی تبدیل شده است. افراد به ناچار بر اساس شخصیت و سایر داده ها مانند ژنتیک و تمایلات جنسی تقسیم می شوند. این امر بر ساختار محیط‌های واقعیت مجازی (“The Metaverse”) تأثیر بیشتری خواهد گذاشت و امکان تحقق بخشی و آزمایش‌هایی را با آنچه در غیر این صورت ممکن است تمرینی برای صبر به نظر برسد، می‌دهد.

ثالثاً، صلیب به نوعی نماد شهری تبدیل شده است که من آن را با دانش مقوله ای مرتبط می کنم (کوادرا یا سیستم مختصات دکارتی، در رابطه با ویژگی هایی مانند شخصیت ها یا دوگانگی ها)، بنابراین ادغام آشکاری از دانش با جامعه وجود دارد که چنین نیست. همیشه ممکن به نظر می رسید این امر به ساختار اطلاعات و از این رو افزایش و یکپارچگی کلی جاودانگی و طول عمر را منتقل می کند.

چهارم، پرنده – نماد مکرر روح، که گفته می شود توسط دختران در خانواده های اصیل بزرگ شده است – و ایدئولوژی، ناگزیر با هم ترکیب می شوند. نیاز به ایدئولوژی روح که در این شرایط قبلی روانشناسی، شخصیت، دانش و فناوری بیان شده است، تجدید حیات جدیدی است. از نظر عملی مهم است که این بخش‌های واقعیت، چه اصول باشند، چه نهادها، یا صرفاً احساساتی که تفسیر می‌شوند، همچنین با قلمرو تحریک شیمیایی و غوطه‌ور شدن اطلاعات مواجه می‌شوند. چشم‌انداز کلی بسیار هیجان‌انگیز است، یعنی زمانی که علم می‌جهد تا با کفایت تخیل روبرو شود (مطمئناً، ما نمی‌توانیم برای یافتن شاخص‌های ماندگاری ذهن به تله پاتی تکیه کنیم. در برخی مواقع، زندگی یک هدیه است. واضح است که پروژه شهری برای جاودانگی به همان اندازه که واقعی است، نقطه شروع خوبی است).


متاورس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − چهار =

دکمه بازگشت به بالا